یاغموریاغمور، تا این لحظه: 15 سال و 12 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 35 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره
باباییبابایی، تا این لحظه: 41 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

یاغمور بانو

روز هایمان به روایت تقویم مادری

1395/7/6 13:02
نویسنده : مامان یاغمور
811 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

                                            223050d0d8xyflax.gif

 

 

 

 

سلام به همراه های همشیگیممحبت

امروز میخوام به مناسبت ورود به نیمه دوم سال نود و پنج مروری به نیمه نخست سال کنم

 

یک فروردین : ساعت هشت و دوازده ثانیه لحضه سال تحویل بعد از تقریبا سه سال تو خونه خودمون بودیم و این بهترین حس بود تو اولین دقایق سال نو جشنچشمک

یک فروردین : تولد عزیزترینم سیما بود میلادت مبارک عشقمبوسجشن

سوم فروردین : خاله شفیقه عزیز با خانواده برای نهار اومدن خونمون واقعا روز عالی بودفرشته

هشت فروردین : خانواده دایی ناصر عزیز اومدن خونمون و روز به یاد موندنی بودفرشته

یازده فروردین : روز زن بود مادرم روزت مبارک بوس

دوازده و سیزده فروردین : مهمون خونه زنعمو نصیبه بودیم تو تسوجعینکچشمک

شانزده فروردین : تولد عمو علی بود روز خوبی بود تولدت مبارک برادر کوچکمجشن

بیست و دوم فروردین : شروع ترم چهار زبان دختر گلم موفق باشی مونسمدرسخوان

دوم اردیبهشت : عروسی عمو علی رفتیم تسوج روز خوبی بود ان شاالله خوشبخت بشیدتشویق

سوم اردیبهشت : پاتختی زنعمو بماند که اخر روز من مریض شدم و روز و بد به پایان رسوندمخطا

بیست و شش اردیبهشت : بعد از مدت ها رفتیم باغلار باغی راضی

دوم خرداد : به مناسبت ولادت امام زمان رفتیم خونه عمه رقیه جشن

هفت خرداد : تولد خواهر عزیزم ، غمخوارم شهره تولدت مبارک همیشه شاد باشبوسجشن

سیزده خرداد : تولد اریسا کوچولو بود روزت مبارک عزیزمجشن

نوزده خرداد : تولد دوست عزیزم سپیده خانوم بود همیشه کنار عزیزانتون خوش باشیدبوس

بیست و سه خرداد : تولدم مبارکجشن

دوم تیر : رفتیم تهران برای مراسم بله برون خاله رویامحبت

چهارم تیر : تولد اولین عشق زندگیم تولدت مبارک بابای گلمبوس

چهارده تیر : مصادف با بیست و هشت رمضان دو دور قران و در اومدم امیدوارم مورد درگاه حق قبول باشهفرشته

بیست و سه تیر : بعد از مدت ها یک روز به خودم اختصاص دادم و با رویا رفتیم و کلی تبریز گردی کردیمراضی

بیست و شش تیر : شروع ترم شش زبان کوچولوم موفق باش گلمدرسخوان

پنجم مرداد : بابای زنعمو فوت کردن و هفت مرداد رفتیم تسوج مراسم ختم ایشونگریه

ده مرداد : خانواده عمو نادر و اندکی از خانواده عمه صدیقه و عمو خلیل شام مهمونمون بودنآرام

چهارده مرداد : روز دختر بود دخترم همدمم روزت مبارکفرشته

بیست مرداد : تولد مادر شوهر عزیز بود تولدت مبارک و سایه ات همیشه بالای سر فرزندانت باشهجشن

بیست و یک مرداد : عقد کنون خاله رویا همیشه خوشبخت و شاد باش خواهر گلمتشویقمحبت

بیست و سوم مرداد : دوستای کلاس زبان یاغمور مهمون خونمون بودن و خیلی خوشحالمون کردنخجالت

بیست و نه مرداد : با خانواده خاله کبرای عزیز رفتیم شاهگلی روز خوبی بودراضی

بیست شهریور تولد : مادرم عزیزم همیشه سالم و با دلی شاد زندگی کنی چه خوب که هستی روزت مبارکبوس

بیست و پنج شهریور : دخمل گلم بردیم دندون پزشک و دندونش عصب کشی کردیم غمگین

بیست و نه شهریور : جشن عروسی پریسا بود درست روز جالبی نبود اما عزیزم هر روزت شیرین و خوش باشهتشویقجشن

پنج مهر : تولد مرد زندگیم ،مرد خوبی باش تا نبودت حس شود باعث ارامش باش تا در نبودت ارمش نداشته باشم روزت مبارکبوس

 

 

پسندها (7)

نظرات (0)