یک هفته یک ...
سلام عزیزانم و عزیز تر از جانم

هفته پیش پنجشنبه رفتیم پارک طرف خونه آنا اینا و خانواده خاله شهره و دایی خسرو خودش هم بودن البته چون هوا سرد بود و تقریبا یخیدیم بعد شام زود برگشتیم
هفته پیش جمعه هم مهمون نهار داشتیم خانواده دایی حمید (دایی بابایی)
🥕
و عصرش هم رفتیم یک سر خونه عزیز و شیرینی گواهی نامه رانندگی مامانی خریدیم و خوردیم

بعد خونه مادر بزرگ بابایی رفتیم و یک شکم سیر از درخت حیاط خونشون توت کندیم و خوردیم

شنبه و دوشنبه هم که کلاس زبان داشتی
️
سشنبه رفتیم با خاله رویا تبریز گردی و آخر شب تو رو بردم سرسره بادی سواری🏘
پنجشنبه شب هم آنا اینا شام مهمونمون بودن🥘 و جمعه صبخ خاله شهره اینا هم بهمون ملحق شدن ، تا خود شب با آراز بازی و دعوا کردید عصر رفتیم پایین تا تو محوطه مجتمع دوچرخه سواری کنید
♀
و شب هم عمو محمد اومد و شام خوردن و بعد کمی نشستن و صرف میوه رفتن ، این بود چکیده ای از هفته ای که گذشت 





هفته پیش پنجشنبه رفتیم پارک طرف خونه آنا اینا و خانواده خاله شهره و دایی خسرو خودش هم بودن البته چون هوا سرد بود و تقریبا یخیدیم بعد شام زود برگشتیم
هفته پیش جمعه هم مهمون نهار داشتیم خانواده دایی حمید (دایی بابایی)
و عصرش هم رفتیم یک سر خونه عزیز و شیرینی گواهی نامه رانندگی مامانی خریدیم و خوردیم
بعد خونه مادر بزرگ بابایی رفتیم و یک شکم سیر از درخت حیاط خونشون توت کندیم و خوردیم
شنبه و دوشنبه هم که کلاس زبان داشتی
سشنبه رفتیم با خاله رویا تبریز گردی و آخر شب تو رو بردم سرسره بادی سواری🏘
پنجشنبه شب هم آنا اینا شام مهمونمون بودن🥘 و جمعه صبخ خاله شهره اینا هم بهمون ملحق شدن ، تا خود شب با آراز بازی و دعوا کردید عصر رفتیم پایین تا تو محوطه مجتمع دوچرخه سواری کنید



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یک هفته یک ... 



