همه چیز به نفع یاغمور

5شنبه سر درد شدید داشتم
و به بابایی اس دادم و گفتم بیاد بریم دکتر و اونم فوری اومد و تو تو خواب ناز بودی دلم نیومد بیدارت کنم و سپردم به آنایی و با بابا رفتیم مطب دکتر پویا که متاسفانه سینوزیتم پیشرفت کرده بود و الان هم به خاطر انحراف بینی باید عمل بشم تا میگرنم شدید تر نشه چون انحراف بینیم باعث تشدید بیماریم شده
کمی ناراحت شدم اما چون بعد از مدتها با بابابیی تنهایی کل مسیر و پیاده اومدیم و کلی حرفیدیم خوشحال بودم 
بیماری رو هم وللش یا خود به خود باید درست بشه یا باید تا بزرگ شدن تو تحمل کنه چاره دیگه ای هم نداره
روز بعدش که رفتیم آمپولمو بزنیم
تو کلینیک تا من آمپول و بزنم و بیام با آقا دکتر دوست شدی و برات عکس یک خرگوش و کشید که تا خونه تو دستت نگه داشته بودی و اومدنی هم با یک بغل پر خوراکی اومدی خونه که این وسط همه چیز به نفع تو شد



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



همه چیز به نفع یاغمور
