یاغموریاغمور، تا این لحظه: 15 سال و 12 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 35 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره
باباییبابایی، تا این لحظه: 41 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

یاغمور بانو

تقدیم به همسرم

1393/2/13 17:58
نویسنده : مامان یاغمور
117 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

چقدر کم توقع شده ام

نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را..

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست

مرا به آرامش می رساند….

حتی اصطحکاک سایه هایمان…

میتــرســم…

کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد

نغمــه ِ دلـت را بشنــود

و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!!

چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـیسـت!

ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …

 

 

چشمانم را می بندم و تو را در کنار خود می بینم. نمیدانم این چه نیروئی ست

که مرا به سوی تو می کشاند !

هروقت که تنهایی ها به سراغم می آید یاد توست که مرا از آن جدا می کند،

یاد توست که مرا شاد نگه می دارد با یا توست که من زنده ام. یاد تو به من

امید می دهد،امید به زندگی.

مونس شب های بی قراری ام دوستت دارم.

huzur malayim

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)